پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

فصل سرد عاشقی
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢  کلمات کلیدی:
                                                              
امروزتقویم عمر را ورق زدم .......گذر روزها وشبها را دیدم .......ماهها
وسالهای ؛عمرمن ؛پاییزوزمستان های زیادی به خود دیده است .......وفصل زیبای بهار با رفتن تو از آن کوچ کرده است.......موسوم دلدادگی وشیدایی من تمام شده است .......فصل آرزوهای دوست داشتنی من دیگر به پایان  رسید ......ومن بی هیچ پروانه ی عاشقی درپاییزسرد سال می خواهم با عشق وداع کنم ......تا شاید در زمستان سرد دیگری به دنیای زیبای وصال برسم ....پس ای روزگار  اشک های جدایی مرا پذیرا باش .....که از اعماق روح وقلبم سرازیر شده اند وبرایم
پاک ومقدس هستند .......من می خواهم در پاییزی سرد ودر غروبی ابدی ؛با محبوب وداعی رویایی ؛داشته باشم پس ای دست های من ؛دستهای محبوب را بگیرید تا آخرین گرمی دستهایش؛ را احساس کنم .........وای چشمان من به ؛چشمهای محبوب بنگیرید تا آخرین نگاه اورا دریابید وای اشک های  من ؛جاری شوید تا تمام غم های جدایی را با شما پاک کنم .........