پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

ابیات شعرزیبای عشق
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۸  کلمات کلیدی:

احبک مو لأن انت حلو...لا ......تورا من دوست دارم ...........نه چون زیبا هستی

لأن روحی التقت گبلی... ولک بیک ..................چون روحم قبل از من تورا دیده

اذاإنت تمُّر عا الأعمى یصیح الله .....در زیبایت همین بس که نابینا با دیدن تو بینامی شود

والأخرس لـَّون حاچیتة یحاچیک......درزیبایت همین بس که لال هم به ثنای تو پرداخته است

أذب گلبی إعلى سهمک وآنه مجروح ......قلب زخمی ام را به سوی کمان نگاه تو می اندازم

واگلک دیر بالک اخاف أأذیک.....ومگویم مواظب باش که اذیت نشوی

إجرَّحنی ولک بس کون عالکیف.....مرا زخمی کن آهسته ؛آهسته  

لأن إنت ویَّـه دمی وخاف أبدیـِّک.....چرا که تو همرنگ خون وقلب منی

إجرحنی ولـک بس کون ماموت .....مرا زخمی کن فقط نگذار که بمیرم

حتى مـِّن یتهموَّنک أبریّک ......چرا که اگر به تو تهمت زدند من تورا تبریه کنم

على المرایة وگفـت ما شفت وجهی .....روبروی هیچ آینه ای صورتم را ندیدم

وشفت وجهک طلعلی وگمت احاچیک ......ورخ زیبای تورا دیدم

وثبت بمرایتی وجهـک مرایات .......وهزاران بار صورت زیبای تورا درآیینه ام دیدم

واباوع وجهها مرایتی بیک .....وتو آیینه من هستی

بگذلتک شِّد رگبتی وطلع الروح .....مرا با زلف های پریشان خودت بیاویزتاروح من بیشتر اسیر توشود

اریدنهابعد تتگرب إعلیک .....چون می خواهم به تونزدیکتر شوم

بغیرک فکرت کلت آنه انساک .......به غیر ازتو من فکرمی کردم که فراموشت کنم

طلع غیرک یشبهک وفکرِّت بیک....دیدم اوهم شبیه توست ومن داشتم به تو فکرمیکردم

(شعربه زبان عربی وخودم ترجمه کردم )