پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

پاییز
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٧  کلمات کلیدی: پاییز ، آغوش عشق ، مهربان با ابر ، معشوق

پاییز؛ای فصل برگ ریزان ؛ای انکه برجنازه گلهای عاشقی من جز گریه هیچ کار دیگری نمی کنی .........من اگر بگویم که بیشتر از بهار تورا دوست دارم باورمی کنی؟؟؟؟در تو روزهای سال ساده ؛وقشنگ مثل چشمان محبوب من ......در تو چکاوکها آوازه خوان .......ودر تو نهال عاشقی من سبز ونمایان شد ......پاییز ای فصل جدایی ها ؛در تو مهتاب مونس وهمدم من است ومن دلتنگیهایم را به غروب می گفتم ........درتو چشمان محبوب من هلالی است که همه منتظر طلوع آن هستند ؛تا تاریکی وظلمت از شهر عاشقان به روشنی چشمانش مزین شود .......ای پاییز در تو قلبهای شکسته هم چون شمعی است سوزان که در برابرباد سر بریده می شوند......با همه دلتنگی ها تورا دوست دارم چرا که نهال کوچک عاشقی مندرتو ؛ سبز ونمایان شد.........(برگرفته از نوشته های قبلی ام )