پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

در انتظار طراوت باران
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٩  کلمات کلیدی: شامگاه عاشقان ، عشق عشق ، گرمی بوسه ها ، بیکران

به تماشای ؛چکاوکها هیچ کس؛ پنجره ای باز نکرد ؛هیچ کس دانه نداد .....ومن از تو می پرسم :ای ابربزرگ آیا جز تو کسی؛ بر مرگ روزهای عاشقی من هم زاری کرده است .....محبوب من :کاش می دانستم که در کدامین شامگاه تنهایی؛ مهتاب از کار خواهد افتاد؛ تا من به گدایی عاشقی بروم .......آسمان ای چتر زیبای عاشقان ....قدیم ها وسیع وبی کران بودی اما این روزها عبوس وخشمگینی؛ وسخاوت را از خود دور کرده ای تا گل های باغچه ی عاشقان ؛همچنان در انتظار طراوت باران باشند........