پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

به یاد دوست
ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٢  کلمات کلیدی: مشتاق ، جنون عشق ، دریای زندگی ، قلب تنها

ای دوست ؛یاریم کن که ازتو جدا شوم ..........یاریم کن که از دوری وتنهایی؛ تو رهایی یابم....... اگر می دانستم که عشق ؛جنون آفرین است ؛هرگز عاشق نمی شدم.......اگر می دانستم که دریای زندگی؛حوادث طولانی دارد هرگزمتولد نمی شدم ......واگر ازعاقبت عشق آگاه بودم ؛هیچ عشقی را تجربه نمی کردم........ای دوست مشتاق دیدارتوام.......بگو چگونه این اشتیاق را نادیده بگیرم ؟؟؟؟بگو چگونه ریشه ی؛عشق را در برهوت جدایی بخشکانم .....به من بگو چگونه یک اشک می میرد وزنده می شود .....چگونه یک قلب می شکند؛ وآرزوها می میرد ......ای دوست ؛یاریم کن که از تو جدا شوم ؛یا ازدوری وتنهایی رهایی یابم........