پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

شب های سرد پاییز
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢۱  کلمات کلیدی:

محبوب من؛در سکوت شبی خلوت ؛وتاریک وسرد یاد تومرا سرشار از شوق می کند ......با اینکه تنگ غروب که می شود همیشه غم هایی جدایی ودوری را احساس می کنم اما با یاد کسی که عاشقانه اورا دوست دارم غم هایی جدایی غروب را فراموش می کنم ........ هنوز عاشق آن نگاه زیبا ؛وآن قلب مهربان هستم .....هنوز عاشق رویا هایی طلایی وصال هستم .......من تورا دوست دارم .....به اندازه آسمان بی کران ......من تورا همانند دختر شا ه پریان که قصر او در اعماق وتنگنای داستانهای خیالی بنا گشته دوست دارم........تو جانی ؛من ولی تورا بیش از جان دوست دارم ودر روزهای جدایی تو همین بس که بادها ؛نوحه خوان بیدها لرزان ؛وبرگ ها گریه کنان تورا می خوانند.......این روزها دلم برای کسی تنگ است که مهتاب محبت را به مهمانی شب های تاریک وسرد پاییزی می آورد......وسیاهی گیسوان بلندش روشنایی را از ستاره ها می گیرد.....ولبخندش زیبایی را از صدف........این روزها  سکوت دوری تو مرا تا بیابان بی انتهای جدایی می برد......اما بدان که نگاه گرم تو عشق را برایم زنده کرده است.....