پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

لحظات وداع
ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠  کلمات کلیدی: نینوا ، غیرت وایثار

مولای من.....در آن نیم روز عاشورا......ای مسیح دین ......بغض نگاه خسته ی تو مانند سنگ شیشه ی قلب مراشکست......مولای من درآن نیم روز عاشورا چه کرده ای وچه عظمتی را آفریدی که تا دنیا وتا ابد باقی خواهد ماند....... اگر ابراهیم ؛اسماعیل خود را به قربانگاه برد ........مولای من .....تواسماعیل های خود را قربانی کردی .......وخودت  هم در باران متواتر فولاد بریده بریده افشا شدی .......درس بزرگ ایثار تورا درهیچ مکتبی نمی توان یافت....... وقتی که بین خیمه گاه ولشکر   تمام دنیای صبر وایثار ایستاد.......گرد اورا پروانه های حرم جمع شدند......می خواست  آخرین لحظات خداحافظی را به جا آورد .......هیچ کس به غیر تو ای مولای ما وفرزند بیمارت در خیمه گاه نیست .....ما را به دست چه کسی  خواهی سپرد؟؟؟؟؟؟وقتی که غیرت خدا نگرانی واظطراب را در چشمان پروانه های حرم دید.......روبه زینب (س)کرد وفرمود:سپردم من کاروان عشق وایثاررا به تو ای خواهرم ..........                                              سرنی ؛در نینوا می ماند اگر زینب نبود..........کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود