پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

احساس پاک
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٦  کلمات کلیدی:

شاید این روزها احساس می کنم که روح خسته وسرگردان من تنها شده است ......وچشمانم خسته تر از آن است که آن نگاه مهربان تورا ببینند .......زخم جدایی از تو روحم راسرگردان وچشمانم را کم سوکرده است ......اما محبوب  مهربان من......بدان اگر چشمانم این مدت تورا نمیبینند قلبم تورا فراموش نخواهد کرد ........از من مپرس که چرا دوستت دارم ......شاید آدمی چیزی را بفروشد که آن را خریده است.....ولی هیچ قلبی را که دوست داشته رانمی فروشد.....تو بدان دلنواز ترین صدا زمزمه های دوستت دارم توست ........ازمن مپرس که سرزمینم کجاست ؟تو بدان که سرزمین من بین دستهای توست......ازمن مپرس نامم چیست ؟چراکه با دوست داشتن تو آن را فراموش کردم ......محبوب مهربان  من : دلخوش به هیچ آیینه ای جزء چشمانت نیستم ....چرا که چشمان توآیینه ای است تمام نما.......پس بگذار به آنها نگاه کنم تا بدانم چه کسی هستم ؟؟؟