پاییز فصل زیبا

ازچشمانت برایم شعری بخوان تا درقافیه های آن گم شوم.....

آرزوهای سرد
ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٩  کلمات کلیدی:

تنهارفتن در جاده سرد و بی انتهای ؛ زندگی  بدون کوله باری از محبت دشوار است ومن تنها تراز همیشه خاطره ها، بر دوشم سنگینی میکند.................گاه دلتنگ میشوم.........دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها ................وگوشه ای مینشینم و حسرت ها رامیشمارم................واز پشت شیشه های مه گرفته به خاطرات نگاه می کنم .......... من کدام قلب را شکستم؟ و کدام امید را ناامید کردم ؟کدام خواهش را نشنیدم و کدام احساس را له کردم؟ و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم................. خوب می دانی که در چشمت گرفتارم هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی داردباعث اشک ریختن تو نمی شود ...............اگر کسی تو را آنطورکه میخواهی دوست ندارد............ به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد ........بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که ؛در کنار او باشی وبدانی که هرگزبه اونخواهی رسید............ای خدا ........این روزها سخت غمگینم................  احساس مرگ میکنم دلم واسه خاک تنگه .........همان؛خاکی که ازش به دنیا اومدم و هم یه روزی به آغوشش میروم منو بغل کنه.............وچقدرسخته لحظه ای که ببینی چه کسی برای مرگت اشک می ریزد ............وچه کسی برای مرگت خوشحال............