عشق وغیرت شرقی

بازکن پنجره ی بسته ی اتاق خاطرات را .......

کناربکش .....پرده های غبارگرفته از روزهای فراق من وتو .....

 من آمدم ....با کوله باری ازعشق .....

تا خستگی روزهای خاکستری فراق را ازدوش تو بردارم ......

آمدم .......تا برای هیبت نگاه تو غزلی بنگارم .......

دگر؛هرگز در دفترخاطراتت از اشک پروانه چیزی ننویس.....

چرا که من آمدم.....

تا خستگی روزهای فراق را از دوش توبردارم ....

با کوله باری از عشق...باغیرت شرقی ام.....من آمدم ......

/ 9 نظر / 18 بازدید
ترانه

در ستاره بارانِ میلادت میان احساس من تا حضور تو حُبابی است از جنس هیچ از دستان من تا لمس نگاه تو آسمانی است به بلندای عشق جشن میلادت را به پرواز می روم دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها آسمانی که نه برای من نه برای تو که تنها برای “ما” آبیست [گل] سلام تولد دخترم

ترانه

دل نوید یک بهار دیگر می دهد دل نوید یک هوا دیگر می دهد انگار هنوز هم در گرما طاقت فرسا دلم هنوز نوید سحر زیبا می دهد می گویم به خود با خدا چه می کنی گوید دلم نشانی از جایی می دهد انگار هنوز هم بر سر امید دارم نفس هنوز هم این سینه خسته بار غم می دهد [گل] سلام ممنون

کرشمه های ترنج

با سلام و درود خدمت استاد در این زمستان سرد دلتان گرم و با شعر های زیبایتان دلمان بهاری می شود الهی زنده باشید سلامت باشی سپاس

کرشمه های ترنج

با سلام و درود خدمت استاد در این زمستان سرد دلتان گرم و با شعر های زیبایتان دلمان بهاری می شود الهی زنده باشید سلامت باشی سپاس

یاس

بسیار زیبا[دست][گل]

ویدا

سلام وب زیبایی دارید و نوشته هایتان زیباتر ...موید باشید...

غیرت شرقی خیلی متن رو محسوس می کنه. مختصر ولی مفید.

سی سیب

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]