شب رفتن تو

تو رفتی ومن مانده ام ؛هنوز به پای پنجره

همصدا با غرش رعدوبرق وابرها ی باران زا

وهمراه با آواز چکاوکها

بی تو شکسته ام ......

من درپشت باد خیس سرد به رفتنت نگاه می کنم

ومنتظرمعجزه ای ازجنس دیدار

اما تو رفتی ومن تنها مانده ام .....

/ 0 نظر / 3 بازدید