صدایی که می آید ...

صدامی آید ...

نمی دانم صدای چه کسی ست ...

مانده ام ..

سالهاست که من خاطرات عاشقی را درپستوی دلم نهان کردم.

اما صدامی آید ....

به نوای شعرهایم گوش می دهم ...

این صدای کیست ..که پر ازنغمه دل سوختن است ....

صدا همان صداست ...

اما درهاله ای ازسکوت گم شده  ...

خاطراتم رامرورمی کنم ...

بازهذیان های صبح درفراق تو کارخودش راکرده  ...

می خندم ...وقتی قراره کسی درراه نیست ونمی آید...

پس شنیدن این صدا ...

مثل شنیدن آواز؛دهل ازدور خوش است ....

/ 5 نظر / 20 بازدید

[گل]